X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

شَـــــــــــــــــــلـوتـــــ ...

شــــاد بودن، تنها انتـــــقامی است که میتوان از زندگــــــی گرفتـــــ ...

قابـــــــــ... عکــس چــــــــوبــی

مهدی فخار زاده نابغه بیمه جهان
۱۰ عادت کاری نامناسب که پیش از اقدام به کارآفرینی باید کنار گذاشته شوند
اگر می خواهید ثروتمند شوید این ویژگیها را در خود پرورش داده و تقویت کنید
حال خوش
...
برای دوست عزیزم
سال نو فــــرخنده
مولوی
نظر دانشجویان در رابطه با سوسک ...
نظر دانشجویان در رابطه با سوسک ...
دوست می دارم ...
ماه میهمانی خدا ...
خجسته باد میلاد مولود نجات
سهراب و دانشجوی این دوره
اراده
وضع ما
روز مــــادر ...
نیــــایش
نــــــــــــــوروز 92
عرض ارادت به سبک لات و لوتی . قسمت آخــر
عرض ارادت به سبک لات و لوتی.قسمت چهارم
عرض ارادت به سبک لات و لوتی . قسمت سوم
عرض ارادت به سبک لات و لوتی . قسمت دوم
عرض ارادت به سبک لات و لوتی . قسمت اول
تسلیتــــ ...
تفاوت امتحان
نظــرآقایون
بدم میاد دیگه !
برمیگردیــــــم
چـــنی دوری
داستانکـــ
گــــــــــزاف یا گــــــــــرون !
چون و چرا !
تــاخیریـــــآ
ســـــــــــــــــــــــــلام
هیچکسی ...
بازم دلم برات نوشتــــ ...
دلم نوشتــــ ...
فرصت
:)
گرفتارم ...
روزتـــــــ مبارکــــــــ
بودن یا نبودن
آفتاب پرستــــ ...
without U
تسلیتــــ ...
بازم درهـــــمه
سخن نیـمچه مـدیر
رهــــا ...
لبـخندم ... دلتنـگتـم


32474


تازه فهمیدم چرا علاقه شدیدی به نون و پنیر یا نون با ماست چکیده دارم !!!!


یکی نیست بگه خانوم بجای اینکه موقع جاروبرقی کشیدن صداتو بگیری رو ست و بخونی : مستی ام درد منو دیگه دوا نمیــــــــکنه ... وقتی زحمت کشیدی بعد قرنی نهار درست کردی ، همه ی اهالی خونه رو صدا بزن نه عده ی قلیلی رو .

از صبح تو اتاق درو رو خودم بستم دارم درس میخونم ، از ساعت 1 هم منتظرم واسه نهار صدام بزنن . ساعت 3 از زور گشنگی رفتم تو آشپزخونه میبینم به به جا تره و بچه نیست ! همون عده ی قلیل خوردن و ریختن و در رفتن ، کسی هم مارو آدم حساب نکرده .

حیف من که هروقت غذا درست میکنم اول منتظر میشم همه جمع شم . تازه این گلوی نازنین رو هم ج ... ر میدم که کسی جانمونه ...

خدایا شکرت که اینقد منو قانع آفریدی . طبق معمول با یاران شفیق "ماست و نون" یه ضیاقت شاهانه گرفتیم ...

از بچگی هم هر وقت از مدرسه می امدم و میدیدم نهاری درکار نیست بجای اینکه مثل خواهرم اشک بریزم ، مثل بچه آدم ضیافت نون و پنیری میگرفتم .

راستی سر محسن هم بد کلاه رفته بود : تارسیدم آشپزخونه قیافه ی هاج و واج مونده ی محسن دیدنی بود . بنده خدا هنگ کرده بود . نمیتونست تجزیه تحلیل کنه که چی شده ؟ کی ؟ کجا ؟ چه وقت ؟ کی خوردن ؟ کی بردن ؟ من کجام ؟ اینا کی ان ؟


در آخر هی روزگــــــــار...

هیشکی منو دوست نــــــــــــداره ...

من مامانمو می خـــــــــــــــــــــــــــــوام ...

نوشته شده توسط ZiZoOo در جمعه 7 بهمن 1390

9 نظر


Powered By BlogSky.com
Design By : Theme-Designer

X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی